تبليغاتX
مسلم سالار
خلوت کده

 

    اگه می موندی  می سوختی

قاب عکس لخت خالی
روی دیوار میگه نیستی
همنفس بودی یه روزی
 دیگه نیستی ! دیگه نیستی
 تو دیگه نیستی و چشمات
 دیگه جای گم شدن نیست
 بی تو تن پوش ترانه
مرهم زخمای من نیست
اگه می موندی کنارم پابه پای من می سوختی
 اینه ی خاطره ها رو به یه گریه می فروختی
تو باید می رفتی ?
بانو ! موندنت سقوط ما بود
 حالا دوری اماهستی ? این تمام ماجرا بود
 هنوزم وقتی شبام رو
با ترانه می گذرونم
 بهترین ترانه هام رو
 تو دل خودم می خونم
 تو رو مثل یه ستاره
 اونور گریه می بینم
 همه گلایه هام رو
تو یه لحظه پس می گیرم
اگه 㭠موندی کنارم پا به پای من می سوختی
اینه ی خاطره ها رو به یه گریه می فروختی
تو باید می رفتی بانو !‌ موندنت سقوط ما بود
 حالا دوری اما هستی این تمام ماجرا بود
 هنوزم وقتی شبام رو
 با ترانه می گذروندم
 بهترین ترانه هام
تو دل خودم می خونم
تو رو مثل یه ستاره
اونور گریه می بینم
همه ی گلایه هام رو
تو یه لحظه پس میگیرم
اگه 㭠موندی کنارم پا به پای من می سوختی
اینه ی خاطره ها رو به یه گریه می فروختی
تو باید می رفتی بانو !‌ موندنت سقوط ما بود
 حالا دوری اما هستی این تمام ماجرا بوذ
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/05ساعت 8:31  توسط مسلم  | 

روی دیوار مقابل پنجره ات
قلبی کشیدم زیبا
تا ارزش عشق...
همیشه در خاطرت باشد
امروز کسی را دیدم که روی قلبم می نوشت:
"زباله هایتان را
در این محل نگذارید!"
 
آرزوهایت را یادداشت کن
خداوند آنها را فراموش نمی کند
اما تو از خاطرت می رود
آنچه امروز داری.....
خواسته دیروزت بوده است!!!
 
گاهی سرمای زمستان
روابط را تیره می کند.
به گرمای این شعله کوچک، ایمان بیاور
عشق......
نجاتمان خواهد داد!
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/05ساعت 8:7  توسط مسلم  | 

 
 در اين دنيا، سراب محکوم است به پوچي ...
 پرستو محکوم به کوچ کردن ...
 شمع محکوم به اشک ريختن ...
 خارها محکوم به تنهايي ...
 روز محکوم به غروب کردن ...
 شب محکوم به رسيدن ...
قلب با همه پاکي وصداقتش محکوم به دوست داشتن وچه محکوميتي شيرين تر و دلپذير تر ازاين است؟ اما اي کاش همه اين محکوميتهای زيبا را مي پذيرفتند.
اي کاش...؟

 

 

ستایش پرورگار ستایش او را که آفرید ما را ما را برای زیستن اشکی مشتاق بر لبی تشنه اه این تشنه لبان عجب تشنه اند بنالم از کدامین غم . غم دوری غم سختی اه سخت است بی تو بودن بی تو بی تو بی تو سخت است

 

نه از خاکم ،
نه از بادم ،
نه در بندم ،
نه آزادم ,
نه من ليلاترين مجنون ،
نه شيرينم ،
نه فرهادم ,
نه از آتش ,
نه از برگم ,
نه از کوهم ,
نه از سنگم ,

فقط مثل تو مسکينم ، فقط مثل تو دلتنگم

 

 

دنیا زندانی بیش نیست
همه ما به نوعی محکوم هستیم به زندگی در این دنیا
در یک دنیای فانی
پس نگذارید ماندن در این قفس برایمان خوش آیند باشد

 

در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد و براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت مي خواهم سكوت كنم و تنها به حرف نگاهت گوش كنم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/05ساعت 8:7  توسط مسلم  | 

 
/div> < /div>