تبليغاتX
مسلم سالار
خلوت کده
شبی به خواب می روی
و دیگر
هیچ کس از خواب بیدارت نخواهد کرد.
این سطر هایی که گفته اند
معنای مرگ نیست.
مرگ ماجرای قشنگی ست.
رودخانه ای ست.
که رویاهایش را به دریا می ریزد.
و ماهیانش را
و راز ها و آواز هایش را...
آن سطر هایی که گفته ام
معنای موی سپیدی ست
بر پیشانی بلند رویا ها.
مردابی
دورمانده از تمامی دریا ها.
معنای عادت است و فراموشی
یعنی که زنده ای
ولی خاموشی.
گوش کن به:
نت هایی که پشت پنجره ات می خورند:با...را...
باران باش
کسی به باران عادت نمی کند.
هر بار که بیاید
خیس می شوی.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/16ساعت 23:31  توسط مسلم  | 

کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود

توی بازار صداقت کمی ارزانی بود

 

کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم

مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

 

کاش به حرمت دل های مسافر ، هر شب

روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود

 

کاش دریا کمی از درد خودش کم میکرد

قرض میداد به ما هر چه پریشانی بود

 

کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم

رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود

 

مثل حافظ که پر از معجزه و الهام است

کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود

 

چقدر شعر نوشتیم برای باران

غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود

 

کاش سهراب نمیرفت به این زودی ها

دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود

 

کاش دل ها پر افسانه ی نیما میشد

و به یادش همه شب ماه چراغانی بود

 

 کاش چشمان پر از پرسش مردم ،کمتر

غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود

 

کاش دنیای دل ما شبی از این شب ها

غرق هر چیز که میخواهی و میدانی بود

 

دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم

راز این شعر همین مصرع آخر بکنیم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/16ساعت 23:28  توسط مسلم  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/16ساعت 23:27  توسط مسلم  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/16ساعت 23:20  توسط مسلم  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/16ساعت 23:15  توسط مسلم  | 

 
                                              
شكوه هاي بي انتهاي ما آدمها ! چرا دنيا اينقدر به چشم ما سياه شده است ؟ مي دانم ريشه همه اين دردها در ترس است ! ترس از دوست داشتن ... ترس از دوست داشته شدن .... ترس از انتهاي راه كه بي اعتبار شويم ...! اما همه در بطن انديشه هاي خود آگاهند كه تا خطر نكنيم خود را نخواهيم شناخت ... راستي تا به حال فكر كرده اي كه دوست داشته شدن بسي سخت تر از دوست داشتن است؟ براي خواهان يك دل زيبا شدن بايد زيبا باشي ... زيبايي كه دست خود آدم نيست ! لابد اين از مغزت خواهد گذشت ... اما از من كه بپرسي مي گويم هر آدمي يكي از اجزاي صورتش زيباست ... براي دوست داشته شدن از آن مهمتر بايد بخشنده باشي ... قدرت بخشيدن يك لبخند ، يك اعجاز در زندگي تو به پا خواهد كرد ... حال با خود بينديش آيا توان بخشيدن يك نگاه مستقيم ... يك تبسم شيرين را به آنكه دوستش داشته اي داشته اي ؟! خوب بينديش 
                                               
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/16ساعت 22:39  توسط مسلم  | 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/16ساعت 22:34  توسط مسلم  | 

دوباره هواي چشمهاي تو را دارم


نگاهت آنقدر به آسمان شبيه است که هر چقدر خسته و دلمرده هم باشم ، باز شوق زندگي به رگهاي بي جانم مي دود.


کاش هيچوقت از خواندن حرفهايم خسته نشوي...


حتم دارم با تو مي شود به آرامش رسيد و با  خوشبختي پلک بر هم زد .


ومن مثل هميشه


به تمام ديوارهاي اتاقت حسادت مي کنم ...


آنچنان تو را سخت در بر گرفته اند که فرصت نمي کني سري به تنهايي ام بزني

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/16ساعت 22:25  توسط مسلم  | 

چشم هايت زمين سبز محبت                                          بود                                                                

ومن ...                                                             

قانون جاذبه اش را وقتي فهميدم

که سيب سرخ دلم افتاد !

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/16ساعت 22:24  توسط مسلم  | 



با همه ی لحن خوش آواییم

در به در کوچه ی تنهاییم

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر

نغمه ی تو از همه پر شورتر

کاش که این فاصله را کم کنی

محنت این قافله را کم کنی

دوش مرا حال خوشی دست داد

سینه ی ما را عطشی دست داد

نام تو بردم دلم آتش گرفت

شعله به دامان سیاوش گرفت

ای نگهت خواستگه آفتاب

بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده بر انداز ز چشم ترم

تا بتوانم به رخت بنگرم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/16ساعت 22:20  توسط مسلم  | 

 

تماشـــــــايي ترين تصويــــر دنيا مي شوي گاهي
دلم مي پاشد از هم ، بس که زيبا مي شوي گاهي

حضور گاهگاهت بازي خورشـــــيد با ابـــــر است
که پنـــهان مي شوي گاهي و پيـدا مي شوي گاهي
به ما تا مي رسي کــــج مي کني يکبــاره راهت را
ز ناچاريســـت گر هم صحــــبت ما مي شوي گاهي
دلــــــت پـــــاک است اما با تمام سادگــــي هايــــت
به قصد عاشــــــق آزاري ،  معمــا مي شوي گاهي !

 


+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/16ساعت 22:19  توسط مسلم  | 




+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/16ساعت 22:12  توسط مسلم  | 

 
/div> < /div>