تبليغاتX
مسلم سالار
خلوت کده

ديگر از من تا خاک شدن راهی نيست
ازسراين باماين صحرا
پرخواهم زدخواهم رفت
غم تو اين غم شيرينرا باخودم خواهم برد

khak shodane man

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/11/12ساعت 11:28  توسط مسلم  | 

یا لطیف
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/11/12ساعت 11:19  توسط مسلم  | 

 

 

زندگی تلخ تر از حاثه هاست

تلخی این نیست که در کوچه ی ماتم زده حادثه ها

زانوی غم به بغل بر گیری

زندگی شاید این است که در اوج شعف غم داری

زندگی شاید این است که در باغی پر از گل های زرد

متولد شده ای زیسته ای خواهی مرد

در باغی پر از گل های پوچ خالی از هر گونه کوچ

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/11/12ساعت 10:53  توسط مسلم  | 

 

تو عطر تازهء ياسي ، بيا به خانه ي من
تو دست نرم بهاري بيا به كاشانه ي من
بهشت بي تو ، بي معناست كنار خلوت دل
من و توايم و بهشتي است كنج خانه ي من
سكوت خلوت آغـوش تو ، كرانه ي من

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/08ساعت 10:46  توسط مسلم  | 

 یک رُز سرخ  قشنگ
باز در ظلمت شب عطر يادت پيچيد
از من خسته و زار عاشقی بر انگيخت
ياد می آرم چه سان بوده اشک و ديده ام
ياد می آرم چه سان بوده مهرت در سينه ام
باز می خندی به من ؛بر من و عشق و دلم
آه اگر می دانستی عمق اين بی تابی ام
ديده بگشا کز آن چشم درون
من و سر گشتگی ام را بنگر
در پس اين چهره آرام و خموش
شرر آتش عشقت ز پس ديده نگر
من غريبانه در اين شهر خموش 
ز در هر خانه ترا می جويم
تا مگر خاموش سازم آتش دل را
تا مگر آرام سازم نوای اين دل تنها را
هرگز فراموشت نخواهم کرد. (نازی. ....)
 
+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/08ساعت 10:39  توسط مسلم  | 

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بار انی

ترا با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

   پس ازيك جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس

 تو را از بين گلهايي كه در تنهايي ام روييد با حسرت جدا كردم

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/08ساعت 10:30  توسط مسلم  | 

 
/div> < /div>