تو به من خنديدی و نمی دانستی من
به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان در پی من تند دويد سيب را دست توديد
سيب دندان زده از دست توافتادبه خاک و تو رفتی
و هنوز خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من انديشه کنان غرق اين پندارم که چرا
((خواب کوچک ما سبب نداشت))
؟
جيد
خدا گريه ي مسافر رو نديد
دل نبست به هيچ كس و دل نبريد
آدم رو براي دوري از ديار
جاده رو براي غربت آفريد
جاده اسم منو فرياد مي زنه
ميگه امروز روز دل بريدنه
كوله باري كه پر از خاطره هاس
روي شونه هاي لرزون منه
از تموم آدماي خوب و بد
از تموم قصه هاي خوب و بد
چي برام مونده به جز يه خاطره
نقش گنگي تو غبار پنجره
جاده آغوششو وا كرده رام
منتظر مونده كه من باهاش بيام
قصه ي تلخ خداحافظي رو
مي خونم با اينكه بسته هست لبام
پشت سر گذاشتن خاطره ها
همه ي عشق ها و دلبستگي ها
خيلي سخته ولي چاره ندارم
جاده
فرياد مي زنه
بيا
پشت سر گذاشتن خاطره ها
همه ي عشق ها و دل بستگي ها
خيلي سخته ولي چاره ندارم
جاده
فرياد مي زنه.......بیا
*****************************
سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خستم
یادت نمیاد اون همه قول و قرارایی که با تو بستم
با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرارا من نشستم
نشکن دلمو
به خدا آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز
نگو بی خبری
نگو نمیدونی دلم پراز یه نفرین پر سینه سوز
نگو بی خبری
نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز
دیونه نکن دلمو آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روززززززززز
