|
خلوت کده
|





کاش بین من و تو حسرت دیدار نبود
همدم و مونس من اشک شب تار نبود
کاش در معرکه عشق و غم فرقت تو
صحبت بی کسی و دیده خونبار نبود
قلب بیمار من امشب زخدا می خواهد
کاش بین من و تو فاصله بسیار نبود
کاش جز چشم گهر بار من دلخسته
هیچ چشمی ز غم عشق تو بیدار نبود
هنوز هم باور نمی کنم
باور نمی کنم که به این سا دگی بتو انی از دل تنگم بگذری
بتوانی شاهد مرگم باشی
باور نمی کنم قلب بلو رین و ساده ی تو سنگ شده باشد
باور نمی کنم نگاهم را به تمسخر گیری و صدایم را نشنوی دستانم به سویت آمد
باور نمی کنم که با تیغ بران نگاهت قطعشان کردی
اشکانم را باور نمی کنی
آه تنها واژه در دسترسم
و اشک تنها سلاحم
تنها حرف دلم افسوس ، افسوس ....................
افسوس که تو را نشناختم
کاش از همان لحظه ی اول تو را نمی دیدم